یادداشتی بر فیلم «طعم شیرین خیال» ساخته «کمال تبریزی»/

پس از «نارنجی‌پوش» مهرجویی، «طعم شیرین خیال» کمال تبریزی دومین فیلمی بود که سعی داشت توجه عمومی را به مسائل و معضلات محیط‌زیستی جلب کند؛ تلاشی قابل‌ستایش از کارگردانی شناخته‌شده که در فضای نگران‌کننده محیط‌زیست کشور، لازم به نظر می‌رسد.
طعم شیرین خیال، داستان علاقه یک استاد جوان دانشگاه به دانشجوی خود است که در خلال روایت آن، علایق و دغدغه‌های زندگی «گروس رازیانی» استاد جوان درس انرژی‌های نو را به تصویر می‌کشد. رازیانی یک فعال محیط‌زیست است که به کوچک‌ترین بی‌توجهی نسبت به آلودگی هوا، هدررفت آب، آلودگی‌های محیطی، زباله و مصرف انرژی به‌شدت حساس است. ابراز علاقه او به «شیرین قناد» (دانشجوی ظاهرا با استعدادش) و صحبت‌های پرآب و تابش درباره محیط‌زیست باعث می‌شود تا در ذهن شیرین، تخیلاتی فانتزی از وضعیت محیط‌زیست و جامعه بشری شکل بگیرد. رفته‌رفته، شیرین نیز تبدیل به فردی با همین دغدغه‌ها می‌شود و خانواده‌اش را وامی‌دارد تا برای حفظ محیط‌زیست، رفتارهایی متفاوت از گذشته داشته باشند.

Shirin_Movie_02
گروس در ذهن خود اتوپیایی را نیز طراحی کرده؛ شهرکی کوچک در میان کویر که خانه‌هایش کمترین مصرف انرژی، مصرف آب، تولید زباله و آلودگی را دارند. نام این اتوپیا را «دل عالم» گذاشته است. به نظر می‌رسد از آنجا که داستان در شهر کرمان اتفاق می‌افتد و به قول کرمانی‌ها «کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم» نام پروژه گروس نیز دلِ عالم گذاشته شده است. البته این پروژه، رقیبی زورمند و ثروتمند نیز به نام «لاکچری لایف» دارد که در جریان داستان، پیشنهاد‌دهندگان این پروژه درصدد حذف گروس هستند.
همانند بسیاری از مشکلات محیط‌زیستی در جهان، درگیری‌ها و دغدغه‌های گروس نیز در تنش با دنیای سرمایه‌داری و ثروت است؛ از اختلافش با طراحان پروژه لاکچری لایف گفته تا تفاوت‌هایش با خواستگار متمول و «همه‌چیز تمام» شیرین و از طرفی تلاش‌هایش برای راه‌اندازی انرژی‌های نو در برابر قدرت بنگاه‌های ثروتمند نفتی، همه و همه تضاد دنیای طرفداران محیط‌زیست با دنیای سرمایه‌داری و منافع مادی قدرتمندان را نشان می‌دهد. با این وجود، اگرچه «نغمه ثمینی» نویسنده داستان سعی داشته تا شخصیت گروس را به‌عنوان نمادی از طرفداران محیط‌زیست طراحی کند، اما به نظر می‌رسد ثمینی هم مانند بسیاری از مردم، تنها رفتارهای طرفداران افراطی محیط‌زیست را مدنظر قرار داده است. گروس یک طرفدار افراطی محیط‌زیست است؛ کسی که اگرچه دلسوز آب و باد و زمین و گیاه و جانور است اما همواره با قوی‌ترین لحن منتقد جریان موجود است. از خودرو به‌عنوان «وسیله هولناک» یاد می‌کند، به کلی استفاده از پلاستیک را رد و دیگران را در مورد آن سرزنش می‌کند. زندگی‌اش فاصله زیادی با افراد عادی جامعه دارد و همین خصوصیات از او شخصیتی بسیار عجیب و غیرمتعارف ساخته است. نه اینکه در میان طرفداران محیط‌زیست چنین رفتارهایی به هیچ وجه وجود ندارد، بلکه بعضا چنین افرادی نیز دیده می‌شوند اما چنین شخصیت‌هایی، نماینده جریان غالب فعالان محیط‌زیست نه در ایران که در هیچ کجای جهان نیستند.

Shirin_Movie_26
جریان غالب فعالان محیط‌زیست نه به دنبال زندگی نامتعارف و غیرعادی هستند و نه خود چنین زندگی می‌کنند. تفکر محیط‌زیستی در مواردی معدود همانند استفاده بی‌رویه از وسایل یکبار مصرف و انرژی‌بر، معتقد به تغییر سبک زندگی است اما در غالب موارد، بر توجه به اثرات فعالیت‌های انسانی بر محیط‌زیست و حساسیت نسبت به آنها تاکید دارد. تفکر محیط‌زیستی به هیچ‌وجه استفاده از خودروی شخصی را رد نمی‌کند، از انسان‌ها نمی‌خواهد از آپارتمان‌های خود بیرون بیایند و در روستا زندگی کنند یا اینکه حتما گیاهخوار باشند. بلکه این تفکر از کاهش اثرات و آلودگی‌های ناشی از استفاده از خودرو، سبک تغذیه و بهره‌گیری از انرژی و مواد صحبت می‌کند و از انسان‌ها می‌خواهد تا جایی که ممکن است چنین اثراتی را کاهش دهند. از خودروی شخصی به جا و به اندازه و در حد نیاز از انرژی و مواد مختلف استفاده کنند و به بازیافت و استفاده مجدد از مواد و انرژی کمک کنند. چنین خواسته‌هایی، معمولا تغییر بزرگی در زندگی روزمره انسان ایجاد نمی‌کنند.

Shirin_Movie_19
استفاده از شخصیت‌های عجیب و نامتعارف همانند گروس رازیانی یا حامد آبان در فیلم نارنجی، اگرچه ممکن است توجه مخاطبان را به خود جلب کند و احتمالا برخی از گفته‌های آنان را نیز در ذهن بیننده حک کند اما این خطر را نیز دارد که مخاطبان میان خود و شخصیت اصلی داستان فاصله‌ای طولانی را حس کنند و احتمالا از ترس انگ نامتعارف بودن، از تکرار رفتارها آن شخصیت اجتناب کنند.
نکته دیگری که باید درباره طعم شیرین خیال به آن اشاره کرد، بیان مسلسل‌وار مشکلات محیط‌زیستی است. از انتقال آب به کویر مرکزی ایران و اتصال دریای خزر به خلیج فارس گرفته تا استفاده از سوخت‌های فسیلی و مصرف بی‌رویه وسایل یکبار مصرف و پراکندگی زباله و آلودگی هوا، همه و همه طی یک ساعت و نیم برای مخاطب بیان می‌شود و همین مساله باعث شده تا به قول برخی منتقدان، فیلم تبدیل به «خطابه‌ای تصویری» شود.

Shirin_Movie_04

با این حال نمی‌توان تلاش تبریزی و همکارانش برای بیان یک دغدغه مهم را زیر سوال برد. در جامعه‌ای که معمولاً توجه به مسایلی همچون محیط زیست و از دست رفتن زیرساخت‌های حیاتی نه فقط در سینما و عالم هنر که حتی در میدان سیاست و اقتصاد نیز چندان مهم و در خور توجه شناخته نمی شود، همین تلاش‌های ابتدایی قطعا راه را برای آثاری پخته‌تر و تاثیرگذارتر باز خواهد کرد. تلاش تبریزی در طعم شیرین خیال و مهرجویی در نارنجی پوش را باید ارج نهاد چرا که پیش از آنکه خلق یک اثر هنری باشد، باز کردن روزنی برای به وجود آوردن ژانری جدید در سینما است؛ ژانری که در سینمای آمریکا و اروپا از دهه ۱۹۸۰ آغاز به کار کرده و امروز ردپایی از آن را می‌توان در بسیاری از آثار سینمایی آن کشورها دید.

Sweet Taste of Imagination 01

منتشر شده در شماره ۱۶۴۲ روزنامه فرهیختگان، اول اردیبهشت ۹۴